از درس و بحث و مدرسه ام حاصلی نشد

غمناک

غمناک

ما را رها کنید در این رنج بی حساب
با قلب پاره پاره و با سـینه ای کباب

عمری گذشت در غم هجران روی دوست
مرغم درون آتش و ماهـــی بــــــرون آب

حالی نشد نصیبم از این رنج و زندگی
پیری رسید غرق بطالت پس از شباب

از درس و بحث و مدرسه ام حاصلی نشد
کـــــی می توان رسید به دریا ازین ســـراب

هرچـــه فراگرفتم و هرچـــه ورق زدم
چیزی نبود غیر حجابی پس از حجاب

هان ای عزیز فصل جوانی به هوش باش
در پیری از تو هیچ نیاید به غیر خـــواب

این جاهلان کــــه دعوی ارشاد مـــی کنند
در خرقه شان به غیر “منم” تحفه ای میاب

ما عیب ونقص خویش و کمال و جمال غیر
پنهان نمـــوده ایم چو پیــــــری پس خضاب

دم بر نیار و دفتر بیهوده پاره کن
تا کی کلام بیهده گفتار ناصواب

امام خمینی

(3) دیدگاه

زندگی مان باد

آقا، خیلی هم زندگی مان باد. (جدیدا بعضی از اعضای سایت جمهریت و آینده رو گرفتن!)

۱ دیدگاه

باراني

من مي خوام تا اونجا كه مي تونم نرم افزار كرك شده استفاده نكنم. آخه يه جورايي اخلاقي نيست. يكي از نرم افزار هاي مورد استفاده من، نرم افزار ديكشنري يه. من هر چي گشتم نرم افزاري پيدا نكردم كه رايگان باشه واسه همين هميشه مي خواستم ديكشنري رو خودم بنويسم. من امروز يه نرم افزار ديكشنري درست كردم. اسمش رو گذاشتم ديكشنري واژه سبز( نام جديد ديكشنري باراني است.).

واژه سبز

ديكشنري

اين ديكشنري  نياز به نصب نداره كافيه كه فايل exe رو اجرا كنيد. رايگان هم هست. البته سبز بودنش به انتخابات ربطي نداره.

دانلود ديكشنري نسخه 1.1

آپديت 4: از اونجا كه ممكنه بعضي ها فكر كنن اين ديكشنري رنگ و بوي سياسي داره، نسخه بعد اين نرم افزار با نام باراني مي آد.

آپديت 3: نسخه 1.1 آپلود شد.

آپدیت 2: احتمالا برای بعضی ها این نسخه “؟؟؟؟” نشون می ده. تو نسخه بعد این مورد اصلاح می شه.

آپدیت 1: به پیشنهاد دوستم علیرضا، اسم دیکشنری به “واژه سبز” تغییر پیدا کرده بود.


(5) دیدگاه

یا علی

علي (ع) فرمود: تورات و انجيل و زبور و فرقان را خواندم و از هر كتابي كلمه اي را انتخاب كردم،

از تورات؛ هر كس سكوت كرد، (از بلاها و مهلكه ها) نجات يابد.

و از انجيل: هر كس قانع باشد، سير گردد.

و از زبور (حضرت داود(ع)): هركس شهوات را ترك كند، از آفات در امان خواهد بود،

و از قرآن :هر كس بر خدا توكل كند، خداوند او را كفايت مي كند.

یک نظر بنویسید

چه اشکالی داره گاهی اوقات ما هم زرد بشیم؟

تو این پست چند تا عکس جالب براتون گذاشتم. از عکس هایی که تو وبلاگ های زرد معمولا دیده می شه.

به دلیل پاره ای از ملاحظات، عکس اول حذف شد! عکس بعد هم چند تا دوست هستند که کنار هم نشستن. عکس بعد هم عشقولانه گربه ای یه! دوتا عکس جدید هم اضافه شد.

زرد نوشتن، عبارت های زرد هم می خواد:

شايد زندگي آن جشني نباشد كه انتظارش را داشتي ولي حالا كه به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبايش كن.

امیدوارم خوشتون بیاد

دوستانه

دوستانه

عشقولانه گربه ای

عشقولانه گربه ای

چه اشکالی داره گاهی اوقات ما هم زرد بشیم؟

تو کارتن

تو کارتن

محبت

محبت

یک نظر بنویسید

مگس و عرصه ی سیمرغ

ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست…

داستان از این قراره که اوباما تو یه مصاحبه تلویزیونی یه مگس رو می کشه. این هم ویدئوش:

یک نظر بنویسید

برنامه نويس هاي آدمخوار

پنج آدمخوار به عنوان برنامه نویس در یک شرکت خدمات کامپیوتری استخدام شدند.
هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت: شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذاکه دوست داشتید بخورید. بنابراین فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید.’
آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاری نداشته باشند.
چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنها سر زد و گفت: می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟”
آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند.
بعد از اینکه رئیس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید: کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟’
یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت:
‘ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد!
از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می کنند نخورید.

۱ دیدگاه

معتاد هایی که چهچه می زنند

دنیا داره تغییر می کنه. خیلی هم سریع تغییر می کنه. از وقتی میکروپروسسور اختراع شده، بشر ابداعات زیادی دیده. البته این ابداعات و اختراعات، زندگی بشر رو از بسیاری جهات از جمله از نظر اجتماعی تحت تاثیر گذاشته. توی این نوشته می خوام شما رو با یه نوع اعتیاد جدید آشنا کنم. اعتیاد به توییتر. توییتر یه ماده اعتیاد آور نیست. توییتر یه وبسایته. وبسایت دوست یابی هم نیست. موتور جستجو هم نیست. سرویس ایمیل هم نیست. سرویس وبلاگ هم نیست.

توییتر

توییتر

توییتر سرویس میکرو بلاگینگه. فرض کنید یه وبلاگ دارید. خوب هر از چند گاهی میآید و توش یه پست می زارید. توییتر یه چیزی تو همین مایه هاست. با این فرق که هر بار فقط می تونید توش 140 کاراکتر بنویسید. نکته جالبش اینجاست که شما می تونید دیگران رو follow کنید. یعنی چی؟ یعنی اینکه اگه یه نفر یه چیزی توییت کرد، برای شما هم میآد. مثلا دوستتون وسط راهپیمایی یه و توییت می کنه که “ریختن سرمون!” شما که تو خونتون نشستین اینو می بینید.

صفحه من در توییتر

صفحه من در توییتر

نکته جالبی که اینجا وجود داره اینکه شما میتونید از طریق موبایل هم توییت کنید. اینکار تو بعضی کشور ها خیلی رایج شده. اونقدر رایج شده که ملت دارن کلافه میشن. طرف آب که می خوره، توییت می کنه “یک لیوان آب خوردیم.”  یه ویدئو تو یوتیوب هست که برام جالب بود. براتون گذاشتم. “توییتر زندگیم رو داغون کرد”

هر چند این ویدئو طنزه، اما یه عکس جالب هم تو سایت mashable دیدم که براتون گذاشتم.

وقتی جایی آتش گرفت

وقتی جایی آتش گرفت، از توییتر استفاده نکنید!

یک نظر بنویسید

سبز ها

امروز تو فیس بوک این عکس رو دیدم. جالبه نه؟

سبز ها

سبز ها

یک نظر بنویسید

هنر زیبا دیدن

من به خواندن حکایت های عبرت آموز علاقه دارم. از طرف دیگه به فرهنگ های قدیمی هم علاقه دارم. در بین این فرهنگ ها، فرهنگ چینی برام جالب تره. توی وب، سایت فارسی کمتری هست که در مورد فرهنگ چینی باشه. اما به نظر من یه سایت خوب هست که گاهی حکایت های چینی جالب میزاره. رادیو بین المللی چین بخش های مختلفی داره که رنگین کمان یکی از قسمت های مورد علاقه منه. حکایت زیر رو از این سایت آوردم.

< در گذشته در این مکان عکسی بود که حذف شد! >

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق العاده زیبا است ازدواج کرد. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می خوردند، آنها از هم جدا شدند.
طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره ای بسیار معمولی است. اما به نظر می رسد که دوستم بیشتر و عمیق تر از گذشته عاشق همسرش است.
عده ای آدم فضول در اطراف از او می پرسند: «فکر نمی کنی همسر قبلی ات خوشگل تر بود؟»
دوستم با قاطعیت به آنها جواب می دهد: «نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی می شد و فریاد می زد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می رسید. اما همسر کنونی ام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، باسلیقه و باهوش است».
وقتی این حرف را می زند، دوستانش می خندند و می گویند: «کاملا متوجه شدیم. می گویند: زن ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می رسند».
بچه ها هرگز مادرشان را زشت نمی دانند؛ سگ ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی کنند و اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی آید.
اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت.
زیرا «حس زیبا دیدن» همان عشق است.

۱ دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »