هنر زیبا دیدن

من به خواندن حکایت های عبرت آموز علاقه دارم. از طرف دیگه به فرهنگ های قدیمی هم علاقه دارم. در بین این فرهنگ ها، فرهنگ چینی برام جالب تره. توی وب، سایت فارسی کمتری هست که در مورد فرهنگ چینی باشه. اما به نظر من یه سایت خوب هست که گاهی حکایت های چینی جالب میزاره. رادیو بین المللی چین بخش های مختلفی داره که رنگین کمان یکی از قسمت های مورد علاقه منه. حکایت زیر رو از این سایت آوردم.

< در گذشته در این مکان عکسی بود که حذف شد! >

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق العاده زیبا است ازدواج کرد. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می خوردند، آنها از هم جدا شدند.
طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره ای بسیار معمولی است. اما به نظر می رسد که دوستم بیشتر و عمیق تر از گذشته عاشق همسرش است.
عده ای آدم فضول در اطراف از او می پرسند: «فکر نمی کنی همسر قبلی ات خوشگل تر بود؟»
دوستم با قاطعیت به آنها جواب می دهد: «نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی می شد و فریاد می زد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می رسید. اما همسر کنونی ام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، باسلیقه و باهوش است».
وقتی این حرف را می زند، دوستانش می خندند و می گویند: «کاملا متوجه شدیم. می گویند: زن ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می رسند».
بچه ها هرگز مادرشان را زشت نمی دانند؛ سگ ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی کنند و اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی آید.
اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت.
زیرا «حس زیبا دیدن» همان عشق است.

۱ دیدگاه »

  1. همگروهی گفت

    من نمی دانم چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست، یا چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست …. چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید….
    شاید این طور باید دید…
    شاید سهراب چون همه چیز رو دست می داشت همه چیز را زیبا می دید… بیاییم چشم ها را با زلال عشق بشوئیم تا جور دیگر ببینیم…

خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته · شناسه‌ی دنبالک

نوشتن دیدگاه