ما را رها کنید در این رنج بی حساب
با قلب پاره پاره و با سـینه ای کباب
عمری گذشت در غم هجران روی دوست
مرغم درون آتش و ماهـــی بــــــرون آب
حالی نشد نصیبم از این رنج و زندگی
پیری رسید غرق بطالت پس از شباب
از درس و بحث و مدرسه ام حاصلی نشد
کـــــی می توان رسید به دریا ازین ســـراب
هرچـــه فراگرفتم و هرچـــه ورق زدم
چیزی نبود غیر حجابی پس از حجاب
هان ای عزیز فصل جوانی به هوش باش
در پیری از تو هیچ نیاید به غیر خـــواب
این جاهلان کــــه دعوی ارشاد مـــی کنند
در خرقه شان به غیر “منم” تحفه ای میاب
ما عیب ونقص خویش و کمال و جمال غیر
پنهان نمـــوده ایم چو پیــــــری پس خضاب
دم بر نیار و دفتر بیهوده پاره کن
تا کی کلام بیهده گفتار ناصواب
امام خمینی

محسن برومند گفت
سلام
علیرضا کجایی؟ بابا تو دیگه مرد شدی
سعی کن توی یاهو یا gmail آنلاین باشی!
به جایی این که بیایم اینجا دنبالت اونجا ببینیمت !!!
یادم رفت چکارت داشتم ولی باید بگم که من آمادم که اولین قدم اساسی رو واسه Making ! بردارم. باید کمکم شروع کنیم. دودر نکن. تازه این اولشه. من کلی برنامه دارم.
علیرضا تجری گفت
سلام محسن جان
من تو جي ميل “آن”ام!
علیرضا ع گفت
عکس جالبی بود! چرا نمیاری تو وبلاگ خودمون؟!